وایی باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
دوست مجازیِ ِمن
ارسال شده ۱۳۹۰-۰۶-۱۴ در ۱۲:۳۴ قبل از ظهر توسط avayebaran
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۲-۱۷ در ۰۶:۳۰ بعد از ظهر توسط avayebaran
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۲-۱۷ در ۰۶:۳۰ بعد از ظهر توسط avayebaran
اسمش راميگذاريم؛ دوست مجازي!
اما مجازي نيست، واقعاً!
پشتش يک آدم حقيقي نشسته، هرچند با شخصيتي مجازي،
اما يک پوسته است، خصوصياتش را که نميتواند مخفي کند...
وقتي مرا به دنياي درونش راه ميدهد، وقتی دلتنگيها و آشفتگيهايش را مينويسد...
وقتي؛ مي آيد سراغم، وقتی دلتنگي و دل آشوبه هايم، مي آيد و چندين خط برايم مينويسد...
وقت ميگذارد برايم، وقت ميگذارم برايش...
نگرانم ميشود؛ نگرانش ميشوم...
دلتنگم ميشود، دلتنگش ميشوم...
وقتي توي دعاهايم، بي آنکه بداند و گفته باشد، مي آيد...
وقتي توي صحبتهايم، به عنوانِ دوست ياد ميشود...
مطمئن ميشوم که دوستِ حقيقيست.
هرچند رابط ما اين صفحات مجازي باشد.
هرچند کنار هم نباشيم...
هرچند صداي هم را هم نشنيده باشيم،يا اندکي...
اما حقيقيست.
و من برايش بهترينها را آرزو دارم...
و سلامتش را از خدا خواستارم...
هر کجا که باشد..
تعداد نظرات 2
نظرات
-
ارسال شده ۱۳۹۰-۰۶-۱۴ در ۰۷:۲۵ بعد از ظهر توسط mahdi
-
منظورم شخص خاصی نبودنقل قول:
یه جاهایی منظوردوستای مجازیه(شخص)یه جاهایی کامپی
حالا پیدا کن پرتقال فروشو
ارسال شده ۱۳۹۰-۰۶-۱۷ در ۱۲:۵۶ قبل از ظهر توسط avayebaran

















