انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس ُسامانه پیامک 98 پاتوق   

تابلو اعلانات
موضوع  اخبار مهم سایت          موضوع  معرفی اعضای جدید          موضوع  پیشنهادات و انتقادات کاربران          موضوع  پرسش پاسخ در مورد نحوه کار با سایت

1 - در تاپیک ها و دیگر قسمت های این انجمن فقط فارسی تایپ نمایید . نوشته های فنگلیش حذف خواهد شد .
2 - لطفا از ایجاد تاپیک های مغایر با قوانین سایت خودداری نمایید .
3 - از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران خودداری نمایید . این تاپیک ها حذف خواهد شد .
4 - در صورت وجود هر گونه مشکل و یا سوال مدیران انجمن را مطلع سازید .

آخرین ارسال های تالار

بازگشت   انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس > وبلاگ ها

روزگاران از پی هم سپری شد و رسید به بهاران .
همیشه بهار است اگر بدانیم معنای بهار را
در سرمای زمستان ,
در گرمای تابستان ,
وقتی صدای خش خش برگ ها را می شنوی
وقتی ریخته شدن برف ها و برگ ها و شکوفه ها را می بینی
بهار است .
بهاران در دل ماست .
قدیمی

دیوانه

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۲۰ در ۱۰:۳۲ بعد از ظهر توسط Baharak (Baharan)
بروزرسانی شده ۱۳۸۹-۱۲-۲۰ در ۱۰:۳۸ بعد از ظهر توسط Baharak

ديوانـ ـ ــه كسـ ـ ــي اسـ ـت
كه معشـ ـ ــوق را در مجـ ـ ــاورت
آغـ ـ ــــوش ديگـ ـ ــري
ببينـ ـ ــد و بـ ـ ــاز برايـ ـش بنويسـ ـ ــد !
مـ ـن اگـ ـر
ديوانـ ـ ــه نبـ ـ ــودم ،اينجـ ـ ــا نبـ ـ ــودم !
ميـ ـان ايـ ـن همـ ـ ـه
دل سـ ـ ــنگ ...
مثـ ـ ــل تـ ـ ــو ...!

Baharak آواتار ها
ارسال شده در عاشقانه, متن ادبی
نمایش ها 52 نظرات 0 Baharak آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

کلمه ای برایم.....

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۳ در ۰۹:۴۵ بعد از ظهر توسط Baharak (Baharan)

نیاز به یک کلمه دارم

کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد

من مثل ساعتی مریضم

و به دقت درد می کشم

سکوت تانکی است

که بر زمین فکرهایم می چرخد و

علامت می گذارد

از روی همین علامت ها دکتر

نقشه ی جغرافیایی روحم را روی میز می
...
Baharak آواتار ها
ارسال شده در خواندنی, شعر
نمایش ها 50 نظرات 0 Baharak آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

عجب صبری خدا دارد!

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۱-۲۰ در ۰۳:۰۲ بعد از ظهر توسط Baharak (Baharan)
بروزرسانی شده ۱۳۸۹-۱۱-۲۰ در ۰۷:۵۵ بعد از ظهر توسط Baharak

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي
بروي يكدگر ويرانه ميكردم .

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
كه در همسايه صدها گرسته ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم
نخستين نعره مستانه را اموش آندم
بر لب پيمانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
كه ميديدم...
Baharak آواتار ها
ارسال شده در خواندنی, شعر
نمایش ها 118 نظرات 10 Baharak آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها



در گوگل محبـوب کنید :