چند قطعه برای گریستن !
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۱۱:۱۰ قبل از ظهر توسط mahdi
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۴:۳۱ بعد از ظهر توسط mahdi
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۴:۳۱ بعد از ظهر توسط mahdi
"دست خودم نیست ، موسیقی منو به گریه میندازه"
این دیالوگ فیلم 1900 بود که واقعا در مورد من صدق میکنه....
میدونم که سلیقه م با شما فرق میکنه و میدونم که شاید خیلی از شما موسیقی هایی که من دوس دارم رو حتی یه بارم حاضر نباشید گوش کنید ...
الان که این پست رو توی وبلاگم میزارم اصلا به این فکر نمیکنم که کسی میخونه ، آهنگ هارو گوش میکنه یا نه ....
بیشتر واسه دل خودم مینویسم ... یه جورایی دوس دارم این نوشته ها توی وبلاگم بمونه ... هرچند اگه ببینم کسی به این پست توجه داشته ، خیلی خوشحال میشم
قطعاتی از موسیقی هست که هر موقع میشنوم ، حتی اگه فقط چند ثانیه بیشتر نباشه سریع حال و هوام عوض میشه (یه جورایی شرطی شدم) ... و بهترین موسیقی برام همینه و ازش خیلی لذت میبرم ...
توی این پست چند قطعه موسیقی که فقط و فقط برای گریه کردنه به اشتراک میزارم تا شاید کسی دیگه غیر از من هم ازشون لذت ببره
اولین قطعه : if you go away ... از خولیو ایگلسیاس (پدر انریکه ایگلسیاس)

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song1*
این ترانه بقدری زیبا و پر احساسه که نیازی به ترجمه شعر نیست ولی شعر ترانه رو براتون مینویسم
اگر مرا در این روز تابستانی رها کنی
خوب است که خورشید را هم با خود ببری
به همراه تمام پرندگانی که در آسمان تابستان پرواز می کردند
که عشقمان تازه بود و قلبمان می تپید زمانی
زمانی که روز کوتاه
و شب بلند بود
و ماه برای شنیدن صدای پرندگان شب ساکت و آرام می ماند
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اما اگر بمانی، روزی را برایت خواهم ساخت
که مانند آن هرگز نبوده و نخواهد آمد
ما تا خورشید خواهیم راند
سوار بر باران خواهیم تاخت
با درختان سخن خواهیم گفت
و باد را خواهیم پرستید
اگر بروی
من درک خواهم کرد
تنها برایم آنقدر عشق باقی بگذار که آغوشم را از آن پر کنم
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اگر تو بروی که می دانم خواهی رفت
باید به هستی بگویی که بایستد
تا آن زمان که باز گردی
اگر زمانی چنین کنی
ارزش عشق برای چیست
بدون دوست داشتن تو
حال می توانم برایت بگویم
تا زمانی که تو باز گردی
من آرام آرام تا سلامی دوباره خواهم مرد
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اما اگر بمانی، شبی را برایت خواهم ساخت
که مانند آن هرگز نبوده و نخواهد آمد
بر لبخندت خواهم راند
با لمس کردنت خواهم تاخت
و با چشمانت که این همه دوستشان دارم سخن خواهم گفت
اما اگر بروی
برو، من اشک نخواهم ریخت
زیرا که نیکی رخت بسته است از دنیا... خدانگهدار
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اگر تو بروی که می دانم خواهی رفت
در این هستی چیزی برایم باقی نمی ماند که بتوانم به آن اعتماد کنم
جز اتاقی خالی
پر از خلا
مانند نگاهی تهی
که در صورتت می بینم
من سایه سایه ات می شدم
اگر می دانستم این مرا در کنار تو نگه می دارد
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
قطعه دوم ترانه a time for us هست که با صدای paul potts خیلی دلنشینه

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song2
شعر ترانه :
زماني براي ما خواهد رسيد...
كه زنجيرها از هم خواهند گسست با تولد عشقي كه ازاد خواهد بود.
روياهايي كه از ديرباز محكوم به انكار بودند شكوفا خواهد شد.
و عشقي را كه اكنون بايد پنهان كنيم اشكار خواهد گشت.
زماني براي من و تو سرانجام خواهد رسيد .
تا زندگي كنيم ان چنان كه شايسته ي ماست
قطعه سوم یه ترانه فرانسویه که موسیقی وحشتناک غم انگیزی داره ... مطمئنا بعد از شنیدن این قطعه معنی واقعی موسیقی غم انگیز رو درک میکنید!!
قطعه The windmills of your mind با صدای Richard Anthony

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song3
این شعر مربوط به ترانه انگلیسیه ... ولی تقریبا با همون مفهومه .. به قول معروف برگردون شده به انگلیسی
بچرخ
چون دایره ای در مارپیچ
یا به سان چرخی در چرخی
چرخی با چرخشی بی آغاز و انجام
در حرکت نا ایستای قرقره ی قلاب ماهیگیری
یا چون گلوله برفی تا کوهیاپه
مثل بالنی در جشنی
یا چون گردش چرخ و فلک
چونان حلقه های گردان گرد ماه
چرخشی نظیر ساعتی بر دستانی که شتاب دارد
شتابی از گذران دقایق بر چهره
جهان چون سیبی است
چرخان ولی خاموش در فضا
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
در آسیاب بادی ذهنت
به سان تونلی که در آنی
و همانگونه تونل در خودش
زیر گودالی در غاری
آنجا که خورشید هرگز نمی ماند از نور
چون درگاهی هماره گردان نه باز نه بسته
در نیمه یادهای از رویا
یا به سان برکه ای
که کسی کلوخی در ان بیافکند
چرخشی نظیر ساعتی بر دستانی که شتاب دارد
شتابی از گذران دقایق بر چهره
جهان چون سیبی است
چرخان ولی خاموش در فضا
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
در آسیاب بادی ذهنت
جرنگ جرنگ کلیدها در جیبت
هیاهوی واژگان در سرت که
چرا تابستام این سان سریع در گذشت
آنچه گفتی همین بود
دلدادگان بر ساحل دریا می خرامند
و ردپایشان بر شنهای نرم می ماند
این صدایی از طبل فاصله ها ست؟
یا تنها نازانگشتان دست توست؟
عکسهایی که در تالار آویخته
و قطعات یک آواست
هر عکسی نیم یادی از چهره ای و نامی است
اما صاحب هر نام یا چهره کیست؟ روشن نیست
هنگام که به انجام می رسد
تو ناگهان درمی یافتی که
خزان آمده، رفته
رنگ موهایش را دیگرگونه کرده
چون دایره ای در مارپیچ
یا به سان چرخی در چرخی
چرخی با چرخشی بی آغاز و انجام
در حرکت نا ایستای قرقره ی قلاب ماهیگیری
اما این همه به سان تصاویری از حرکت ایستاده
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
این دیالوگ فیلم 1900 بود که واقعا در مورد من صدق میکنه....
میدونم که سلیقه م با شما فرق میکنه و میدونم که شاید خیلی از شما موسیقی هایی که من دوس دارم رو حتی یه بارم حاضر نباشید گوش کنید ...
الان که این پست رو توی وبلاگم میزارم اصلا به این فکر نمیکنم که کسی میخونه ، آهنگ هارو گوش میکنه یا نه ....
بیشتر واسه دل خودم مینویسم ... یه جورایی دوس دارم این نوشته ها توی وبلاگم بمونه ... هرچند اگه ببینم کسی به این پست توجه داشته ، خیلی خوشحال میشم

قطعاتی از موسیقی هست که هر موقع میشنوم ، حتی اگه فقط چند ثانیه بیشتر نباشه سریع حال و هوام عوض میشه (یه جورایی شرطی شدم) ... و بهترین موسیقی برام همینه و ازش خیلی لذت میبرم ...
توی این پست چند قطعه موسیقی که فقط و فقط برای گریه کردنه به اشتراک میزارم تا شاید کسی دیگه غیر از من هم ازشون لذت ببره
*********** ************ ***********
اولین قطعه : if you go away ... از خولیو ایگلسیاس (پدر انریکه ایگلسیاس)

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song1*
این ترانه بقدری زیبا و پر احساسه که نیازی به ترجمه شعر نیست ولی شعر ترانه رو براتون مینویسم
اگر مرا در این روز تابستانی رها کنی
خوب است که خورشید را هم با خود ببری
به همراه تمام پرندگانی که در آسمان تابستان پرواز می کردند
که عشقمان تازه بود و قلبمان می تپید زمانی
زمانی که روز کوتاه
و شب بلند بود
و ماه برای شنیدن صدای پرندگان شب ساکت و آرام می ماند
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اما اگر بمانی، روزی را برایت خواهم ساخت
که مانند آن هرگز نبوده و نخواهد آمد
ما تا خورشید خواهیم راند
سوار بر باران خواهیم تاخت
با درختان سخن خواهیم گفت
و باد را خواهیم پرستید
اگر بروی
من درک خواهم کرد
تنها برایم آنقدر عشق باقی بگذار که آغوشم را از آن پر کنم
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اگر تو بروی که می دانم خواهی رفت
باید به هستی بگویی که بایستد
تا آن زمان که باز گردی
اگر زمانی چنین کنی
ارزش عشق برای چیست
بدون دوست داشتن تو
حال می توانم برایت بگویم
تا زمانی که تو باز گردی
من آرام آرام تا سلامی دوباره خواهم مرد
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اما اگر بمانی، شبی را برایت خواهم ساخت
که مانند آن هرگز نبوده و نخواهد آمد
بر لبخندت خواهم راند
با لمس کردنت خواهم تاخت
و با چشمانت که این همه دوستشان دارم سخن خواهم گفت
اما اگر بروی
برو، من اشک نخواهم ریخت
زیرا که نیکی رخت بسته است از دنیا... خدانگهدار
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
اگر تو بروی که می دانم خواهی رفت
در این هستی چیزی برایم باقی نمی ماند که بتوانم به آن اعتماد کنم
جز اتاقی خالی
پر از خلا
مانند نگاهی تهی
که در صورتت می بینم
من سایه سایه ات می شدم
اگر می دانستم این مرا در کنار تو نگه می دارد
اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی... اگر رهایم کنی
قطعه دوم ترانه a time for us هست که با صدای paul potts خیلی دلنشینه

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song2
شعر ترانه :
زماني براي ما خواهد رسيد...
كه زنجيرها از هم خواهند گسست با تولد عشقي كه ازاد خواهد بود.
روياهايي كه از ديرباز محكوم به انكار بودند شكوفا خواهد شد.
و عشقي را كه اكنون بايد پنهان كنيم اشكار خواهد گشت.
زماني براي من و تو سرانجام خواهد رسيد .
تا زندگي كنيم ان چنان كه شايسته ي ماست
قطعه سوم یه ترانه فرانسویه که موسیقی وحشتناک غم انگیزی داره ... مطمئنا بعد از شنیدن این قطعه معنی واقعی موسیقی غم انگیز رو درک میکنید!!
قطعه The windmills of your mind با صدای Richard Anthony

برای شنیدن یا دانلود کلیک کنید ......... song3
این شعر مربوط به ترانه انگلیسیه ... ولی تقریبا با همون مفهومه .. به قول معروف برگردون شده به انگلیسی
بچرخ
چون دایره ای در مارپیچ
یا به سان چرخی در چرخی
چرخی با چرخشی بی آغاز و انجام
در حرکت نا ایستای قرقره ی قلاب ماهیگیری
یا چون گلوله برفی تا کوهیاپه
مثل بالنی در جشنی
یا چون گردش چرخ و فلک
چونان حلقه های گردان گرد ماه
چرخشی نظیر ساعتی بر دستانی که شتاب دارد
شتابی از گذران دقایق بر چهره
جهان چون سیبی است
چرخان ولی خاموش در فضا
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
در آسیاب بادی ذهنت
به سان تونلی که در آنی
و همانگونه تونل در خودش
زیر گودالی در غاری
آنجا که خورشید هرگز نمی ماند از نور
چون درگاهی هماره گردان نه باز نه بسته
در نیمه یادهای از رویا
یا به سان برکه ای
که کسی کلوخی در ان بیافکند
چرخشی نظیر ساعتی بر دستانی که شتاب دارد
شتابی از گذران دقایق بر چهره
جهان چون سیبی است
چرخان ولی خاموش در فضا
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
در آسیاب بادی ذهنت
جرنگ جرنگ کلیدها در جیبت
هیاهوی واژگان در سرت که
چرا تابستام این سان سریع در گذشت
آنچه گفتی همین بود
دلدادگان بر ساحل دریا می خرامند
و ردپایشان بر شنهای نرم می ماند
این صدایی از طبل فاصله ها ست؟
یا تنها نازانگشتان دست توست؟
عکسهایی که در تالار آویخته
و قطعات یک آواست
هر عکسی نیم یادی از چهره ای و نامی است
اما صاحب هر نام یا چهره کیست؟ روشن نیست
هنگام که به انجام می رسد
تو ناگهان درمی یافتی که
خزان آمده، رفته
رنگ موهایش را دیگرگونه کرده
چون دایره ای در مارپیچ
یا به سان چرخی در چرخی
چرخی با چرخشی بی آغاز و انجام
در حرکت نا ایستای قرقره ی قلاب ماهیگیری
اما این همه به سان تصاویری از حرکت ایستاده
بچرخ چون دایره های که یافتیشان
تعداد نظرات 6
نظرات
-
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۱۲:۰۵ بعد از ظهر توسط negar joon
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۱۲:۱۱ بعد از ظهر توسط mahdi -
از تعریف لیلی به وجد اومدم بیام اینارو ببینم مرسی ازت لیلی جون
وقتی که اومدم دیدمشون وقتی اولین اهنگو دیدم فهمیدم تا تهش چه خبره چون من با این اهنگ کلی زندگی کردم چه وقتایی که با شنیدنش از قدم زدن تو مشکلات رندگی فراق شدم...
اون دوتای دیگه رو هم دانلود کردم و گذاشتم رو ریپیت چون خیلییییییییییییی قشنگن مرسی مهدی بابت پست خیلی قشنگت عالیه
mahdi: مرسی سمیرا خانوم ... خیلی خوشحالم که خوشتون اومده ...
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۲:۱۳ بعد از ظهر توسط .samira.
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۴:۲۴ بعد از ظهر توسط mahdi -
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۴:۳۹ بعد از ظهر توسط jamshid1107
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۱-۲۷ در ۰۵:۳۱ بعد از ظهر توسط mahdi -
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۲-۴ در ۰۹:۴۹ بعد از ظهر توسط avayebaran
بروزرسانی شده ۱۳۹۰-۱۲-۶ در ۱۱:۰۶ قبل از ظهر توسط mahdi -
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۲-۱۴ در ۰۱:۲۷ بعد از ظهر توسط خانم مهربون
-
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۲-۱۴ در ۰۶:۰۳ بعد از ظهر توسط Shery





















همیشه با نظرات خوشحالم میکنی 
