انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس ُسامانه پیامک 98 پاتوق   

تابلو اعلانات
موضوع  اخبار مهم سایت          موضوع  معرفی اعضای جدید          موضوع  پیشنهادات و انتقادات کاربران          موضوع  پرسش پاسخ در مورد نحوه کار با سایت

1 - در تاپیک ها و دیگر قسمت های این انجمن فقط فارسی تایپ نمایید . نوشته های فنگلیش حذف خواهد شد .
2 - لطفا از ایجاد تاپیک های مغایر با قوانین سایت خودداری نمایید .
3 - از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران خودداری نمایید . این تاپیک ها حذف خواهد شد .
4 - در صورت وجود هر گونه مشکل و یا سوال مدیران انجمن را مطلع سازید .

آخرین ارسال های تالار

بازگشت   انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس > وبلاگ ها > parisa joon

دادن امتیاز به پست

كــوچـــه...

ثبت "كــوچـــه..." در yahoo ثبت "كــوچـــه..." در FaceBook ثبت "كــوچـــه..." در bala ثبت "كــوچـــه..." در Cloob ثبت "كــوچـــه..." در Digg ثبت "كــوچـــه..." در Donbaleh ثبت "كــوچـــه..." در FriendFeed ثبت "كــوچـــه..." در Twitter ثبت "كــوچـــه..." در Google
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۰-۶ در ۰۹:۱۸ بعد از ظهر توسط parisa joon





"كــوچـــه"



بي تو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم..



در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:



يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم..



تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت..



آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فروريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ



يادم آيد، تو به من گفتي:

-
” از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينه عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!



با تو گفتم: حذر از عشق!؟ -
ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!



روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“



باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “



اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت ...



اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!



يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم..



رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...



بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

(فریدون مشیری)
ارسال شده در عمومی
نمایش ها 123 نظرات 4 ویرایش برچسب ها ارسال این پست بوسیله ایمیل
« Prev     اصلى     بعدی »
تعداد نظرات 4

نظرات

  1. نظر قدیمی
    Yas آواتار ها
    مرسی پریسا
    خیلی قشنگ بود
    permalink
    ارسال شده ۱۳۹۰-۱۰-۱۲ در ۰۲:۰۸ بعد از ظهر توسط Yas Yas آنلاین نیست.
  2. نظر قدیمی
    parisa joon آواتار ها
    خواهش میکنــم
    permalink
    ارسال شده ۱۳۹۰-۱۰-۱۵ در ۱۰:۰۳ بعد از ظهر توسط parisa joon parisa joon آنلاین نیست.
  3. نظر قدیمی
    sare آواتار ها
    دوسش دارم...مرسی
    permalink
    ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۱ در ۰۵:۰۴ بعد از ظهر توسط sare sare آنلاین نیست.
  4. نظر قدیمی
    parisa joon آواتار ها
    خواهش میکنم عزیزم
    permalink
    ارسال شده ۱۳۹۰-۱۲-۲۲ در ۰۹:۵۴ بعد از ظهر توسط parisa joon parisa joon آنلاین نیست.
 



در گوگل محبـوب کنید :