سلامممم
به سرزمین طلایی خوش اومدید.

به سرزمین طلایی خوش اومدید.
باران
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۰-۱۹ در ۱۰:۵۴ قبل از ظهر توسط sundaughter
باران
هوا ابری است
خاطرات ما شیرین
مثل همین رعد و برق تند
به شیشه ی دلم رج میزند
هوا ابری است
نم نم قطره های پاک ناب وقتی از اغوش اسمان جدا میشوند
تو را به یاد چیزی نمی اندازد؟
خاطرات ماشیرین
چه نوازشگرهای کوچکی این قطره ها
دل سیاه زمین چه شرم میکند از این نوازشها
چه زیبا خجل رخ کبود در هم میکشد
وای این همه محبت چه بی تو بودن را باز یاد اور من میشود
دلم تنهاست
مثل ان ابر سیاه
که اشکهایش را پر سخاوت به زمین هدیه میکند
بغض بی صدایی در دلم رخت پهن کرده است
صدای باز باران چه نوای تلخی است در ذهنم
خاطرات ما شیرین
یادش به خیر
بی چتر میدویدیم
همچو آهو
گردش یک روز شیرین
پشت خانه ی دختر همسایه
زیر ناودون
میدویدیم و دویدیم
خیس میشدیم با هم
خنده چه پر رونق بود
یاد ت آمد؟
یا هنوزذهن تاریکت به ان روزها نمیکند گذر
میدانم دگر دلت تنگ یک جو خیسی نیست
میدانم که دگر دلت هوس چتر بودن برای من را نخواهد کرد
میدانم که دگر صوت باران برایت نوای بی نوایی است
صدای باران را شنیدی؟
خاطرات ما شیرین
کاش می بارید تا بشوید همه ی روزهای دلتنگی را
یا که ببارد تا من هم با خود بشوید و ببرد
حیف که می بارد و می بارد
و منم که میگویم باز هوا ابری است
خاطرات ما چه شیرین بود!
هوا ابری است
خاطرات ما شیرین
مثل همین رعد و برق تند
به شیشه ی دلم رج میزند
هوا ابری است
نم نم قطره های پاک ناب وقتی از اغوش اسمان جدا میشوند
تو را به یاد چیزی نمی اندازد؟
خاطرات ماشیرین
چه نوازشگرهای کوچکی این قطره ها
دل سیاه زمین چه شرم میکند از این نوازشها
چه زیبا خجل رخ کبود در هم میکشد
وای این همه محبت چه بی تو بودن را باز یاد اور من میشود
دلم تنهاست
مثل ان ابر سیاه
که اشکهایش را پر سخاوت به زمین هدیه میکند
بغض بی صدایی در دلم رخت پهن کرده است
صدای باز باران چه نوای تلخی است در ذهنم
خاطرات ما شیرین
یادش به خیر
بی چتر میدویدیم
همچو آهو
گردش یک روز شیرین
پشت خانه ی دختر همسایه
زیر ناودون
میدویدیم و دویدیم
خیس میشدیم با هم
خنده چه پر رونق بود
یاد ت آمد؟
یا هنوزذهن تاریکت به ان روزها نمیکند گذر
میدانم دگر دلت تنگ یک جو خیسی نیست
میدانم که دگر دلت هوس چتر بودن برای من را نخواهد کرد
میدانم که دگر صوت باران برایت نوای بی نوایی است
صدای باران را شنیدی؟
خاطرات ما شیرین
کاش می بارید تا بشوید همه ی روزهای دلتنگی را
یا که ببارد تا من هم با خود بشوید و ببرد
حیف که می بارد و می بارد
و منم که میگویم باز هوا ابری است
خاطرات ما چه شیرین بود!
تعداد نظرات 2
نظرات
-
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۰-۲۰ در ۱۰:۰۱ قبل از ظهر توسط FooLaD
-
ارسال شده ۱۳۹۰-۱۱-۱ در ۰۴:۵۸ بعد از ظهر توسط sare

















