انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس ُسامانه پیامک 98 پاتوق   

تابلو اعلانات
موضوع  اخبار مهم سایت          موضوع  معرفی اعضای جدید          موضوع  پیشنهادات و انتقادات کاربران          موضوع  پرسش پاسخ در مورد نحوه کار با سایت

1 - در تاپیک ها و دیگر قسمت های این انجمن فقط فارسی تایپ نمایید . نوشته های فنگلیش حذف خواهد شد .
2 - لطفا از ایجاد تاپیک های مغایر با قوانین سایت خودداری نمایید .
3 - از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران خودداری نمایید . این تاپیک ها حذف خواهد شد .
4 - در صورت وجود هر گونه مشکل و یا سوال مدیران انجمن را مطلع سازید .

آخرین ارسال های تالار

بازگشت   انجمن های تفریحی ، سرگرمی ، رمان . کتاب . گرافیک ، عکس > وبلاگ ها

قدیمی

درد

ارسال شده ۱۳۹۰-۰۵-۱۵ در ۰۵:۱۸ بعد از ظهر توسط tara

صدای چکه ی شب – روی ریزش یک مرد
واعتیاد به بودن – تحمل یک درد
وجمله های شبیه:- ...سه نقطه.دلتنگم!
ویا شبیه :- دوباره عزیز من برگرد

واتفاق قشنگی که هی نمی افتاد
وروزگار غریبی که سمت من تف کرد
صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
دوباره سمت شکستن,سقوط,باران,درد

هنوز می شد ازاول – هنوز فرصت بود
خدای قسمتمان هی بهانه می آورد
صدای چکه ی شب ازسقوط بالا رفت
کنار ریزش تو روی آن نگاه سرد
tara آواتار ها
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 66 نظرات 0 tara آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

خيلی سخته که

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۶ در ۰۵:۰۱ بعد از ظهر توسط tara

خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ...
خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی ...
خيلی سخته که سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش
جشن بگيری ...
خيلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اونی که فکر
می کنی به خاطرش زنده ای ...
خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی
دوست نداره ...
خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون
بگه : ديگه نمی خوامت ...
...
tara آواتار ها
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 88 نظرات 0 tara آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

دل من

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۶ در ۰۴:۵۹ بعد از ظهر توسط tara

همه هستي من آيه تاريكيست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد
من در اين آيه ترا آه كشيدم آه
من در اين آيه ترا
به درخت و آب و آتش پيوند زدم
زندگي شايد
يك خيابان درازست كه هر روز زني با زنبيلي از آن مي گذرد
زندگي شايد
ريسمانيست
...
tara آواتار ها
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 69 نظرات 0 tara آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

ستاره

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۶ در ۱۲:۳۵ قبل از ظهر توسط tara


گفتند ستاره ها را نمی توان چید!

آنان که باور کردند... دستی برای چیدن ستاره ها دراز نکردند...!

ولی ما به سوی زیبا ترین و درخشنده ترین آنها دستی بلند کردیم......

اگرچه دستانمان تهی ماند....

ولی چشمانمان پر از ستاره شد....!
tara آواتار ها
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 78 نظرات 0 tara آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

پیامبری از کنار خانه ما رد شد

ارسال شده ۱۳۸۹-۱۲-۵ در ۱۱:۲۶ بعد از ظهر توسط tara

پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت.
مادرم گفت : چه بارانی می آید. پدرم گفت : بهار است.
و ما نمی دانستیم باران و بهار نامدیگر آن پیامبر است.
پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباس های ما خاکی بود. او خاک روی لباس های مان را به اشارتی تکانید.

لباس ما ازجنس ابریشم و نور شد و ما قلب مان را از زیر لباس ماندیدیم.
پیامبری از کنار خانه ما رد شد. آسمان خانه ما پر از عادت و دود بود. پیامبر ، کنارشان زد.

خورشید را نشانمان داد وتکه ای از آن را توی دستهای...
tara آواتار ها
ارسال شده در دسته بندی نشده
نمایش ها 139 نظرات 1 tara آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها



در گوگل محبـوب کنید :