![]() |
![]() |
|||||||||||||
|
||||||||||||||
| تابلو اعلانات |
|
1 - در تاپیک ها و دیگر قسمت های این انجمن فقط فارسی تایپ نمایید . نوشته های فنگلیش حذف خواهد شد . 2 - لطفا از ایجاد تاپیک های مغایر با قوانین سایت خودداری نمایید . 3 - از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران خودداری نمایید . این تاپیک ها حذف خواهد شد . 4 - در صورت وجود هر گونه مشکل و یا سوال مدیران انجمن را مطلع سازید . |
| آخرین ارسال های تالار |
|
|||||||
![]() |
| اشتراک گذاری این مطلب : |
|
|
لینک های داده شده | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 |
|
|
مطمئن باش برو...
ضربه ات کاری بود ... دل من سخت شکست ... و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی ... به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود ... و به یک قلب يتيم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ... تو برو ... برو تا راحت تر تکه های دل خود را ... آرام سر هم بند زنم ...
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
5 ارسال آخر توسط parisa joon
|
|||||
| موضوعات | انجمن | آخرین ارسال کننده | پاسخ ها | نمایش ها | آخرین ارسال |
|
|
گالری تصاویر خنده دار و كاريكاتورها | asma.joon | 2 | 29 | ۱۳۹۱-۰۲-۲۹ ۱۲:۳۴ بعد از ظهر |
|
|
اخبار حوادث | parisa joon | 0 | 22 | ۱۳۹۱-۰۲-۲۵ ۱۰:۰۹ بعد از ظهر |
|
|
اخبار حوادث | mali70 | 1 | 34 | ۱۳۹۱-۰۲-۲۵ ۱۰:۰۱ بعد از ظهر |
|
|
انجمن متفرقه | parisa joon | 0 | 12 | ۱۳۹۱-۰۲-۲۵ ۰۹:۵۲ بعد از ظهر |
|
|
مطالب جالب و خواندنی | parisa joon | 0 | 38 | ۱۳۹۱-۰۱-۱۰ ۱۲:۰۱ قبل از ظهر |
| تبلیغات | |
|
|
|
|
|
#2 |
|
|
حکایتم کن
برای دستهایی که مرا جستند و برای چشمانی که مرا قطره قطره... برای لبهایی که ترانه ام کردند و بعد شاید مرثیه ای حکایتم کن به غروب رسیده ام!!!
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#3 |
|
|
ديشب از بام جنون ديوانه اي افتاد و مرد
پيش چشم شمع ها پروانه اي افتاد و مرد از لطافت ياد تو چون صبح گل ها خيس بود شبنمي از پشت بام خانه اي افتاد و مرد موي شبگوني كه چنگش ميزدي شب تا سحر از سپيدي لا به لاي شانه اي افتاد و مرد ازدياد پنجره جان قناري را گرفت در قفس از نغمه ي مستانه اي افتاد و مرد اين كلاغ قصه را هرگز تو هم نشنيده اي تا خودش هم قصه شد افسانه اي افتاد و مرد
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#4 |
|
|
فرهاد :
جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد می زنه زیر دیوار بلندی یه نفر جون می کنه کی می دونه تو دل تاریک شب چی می گذره پای برده های شب اسیر زنجیر غمه دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها بروم بسته شده من اسیر سایه های شب شدم شب اسیر تار سرد آسمون پا به پای سایه ها باید برم همه شب به شهر تاریک جنون دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها بروم بسته شده چراغ ستاره من رو به خاموشی میره بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره تاریکی با پنجه های سردش از راه میرسه توی خاک سرد قلبم بذر کینه می کاره دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها بروم بسته شده مرغ شومی پشت دیوار دلم خودشو اینورو اونور می زنه تو رگای خسته سرد تنم ترس مردن دادره پرپر می زنه دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها بروم بسته شده
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#5 |
|
|
خودم تنها، تنها دلم
چو شام بی فردا دلم چو کشتی بی ناخدا به سینه دریا دلم تو ای خدای مهربان تو ای پناه بی کسان بسنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم تو هم برو ای بی وفا مبر بر لب نام مرا دل تنگم بیگانه شد نمی خواهد دیگر تو را نشان من دیگر مجو حدیث دل دیگر مگو دلم شکسته زیر پا نمی خواهد دیگر تو را تو ای خدای مهربان تو ای پناه بی کسان بسنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#6 |
|
|
دیگه دنیا واسه من تاریکه
زندگی کوره رهی تاریکه آخر قصه من نزدیکه این منم از همه جا وا ماانده از همه مردم دنیا رانده رانده و خسته و تنها مانده عشق بی غم توی خونه خنده های بچه گونه بدلم شد آرزو بازی عشقمو باختم کاخ امیدی که ساختم عاقبت شد زیر و رو
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#7 |
|
|
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه برآنم که از تو بگریزم... فروغ
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#8 |
|
|
دنيا را بد ساختند
کسي را که دوست داري، دوستت ندارد کسي که تو را دوست دارد، تو دوستش نداري اما کسي که تو دوستش داري، و اوهم دوستت دارد؛ به رسم و آئين زندگاني به هم نمي رسند. و اين رنج است؛ زندگي يعني اين. دکتر شریعتی
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#9 |
|
|
خواهم بر سر خاک من ای قوم نیایید *** بی قوممو بی خویش چو این قوم شمایید
بگریختم از دست شما در قفس تنگ *** زین بیش در پی آزار من چرایید؟ تا بدم نیش, کنون نوش چه رنگ است *** حقا که شما اهل ریایید و فریبید
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
|
|
#10 |
|
|
روزها می گذرد و من هنوز خفته ام و خفته ام و خفته
قلبها ترمیم می شوند و من هنوز قلبم شکسته است و شکسته است و شکسته لب ها می خندند و من هنوز لبانم بسته است و بسته است و بسته چشم ها انتظار را وداع می گویند و من هنوز چشم هایم منتظر است و منتظر است و منتظر دیدگان اشک نمیریزند و من هنوز دیدگانم جاری است و جاری است و جاری... توسط: سارا ساری
__________________
![]() دیگر کمتر اشک میریزم ...! دارم "بــــزرگ" میشوم یا "ســـنگ" ؟! خدا میداند... ![]() |
|
![]() |
| برچسب ها |
| اشعار, تنهایی, سکوت |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اس ام اس عاشقانه | roya | جوک , لطیفه , اس ام اس ♥ | 96 | ۱۳۹۰-۰۸-۲۲ ۰۴:۱۲ بعد از ظهر |
| رمان باغ پاییز | rima | تایپ و اسکن کتاب و رمان | 10 | ۱۳۸۹-۱۱-۳۰ ۱۰:۰۶ قبل از ظهر |
| مغز صدای سکوت را می شنود | artemis | تازه ها و اخبار پزشکي | 7 | ۱۳۸۹-۰۵-۵ ۱۲:۲۰ بعد از ظهر |
| رمان سایه نگاهت ( فرزانه رضایی ) | Farah | تایپ و اسکن کتاب و رمان | 52 | ۱۳۸۹-۰۴-۵ ۰۸:۱۸ بعد از ظهر |
| بیوگرافی مهدی اخوان ثالث | alirezausefi | شاعران | 5 | ۱۳۸۹-۰۱-۲۴ ۰۳:۵۰ قبل از ظهر |