تابلو اعلانات

قوانین کلی انجمن :

1 - در انجمن های این سایت و تاپیک ها به صورت فارسی تایپ نمایید نوشته های فنگلیش به سرعت حذف خواهد شد .

2 - برای جلوگیری از ایجاد تاپیک های تکراری قبل از ایجاد تاپیک از گزینه جستجو استفاده نمایید .

3 - ایجاد تاپیک هایی خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران در این رسانه اینترنتی ممنوع بوده .

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    -اردیبهشت-۱۳۸۹
    شماره کاربری
    267
    جنسیت
    زن
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    2,356
    امتیاز
    38,504
    پسندیده
    1,455
    تشکر شده 4,175 بار در 1,582 ارسال

    پیش فرض وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور





    فرهیختگان:ظهر هفتم مهر پارسال یک زن جوان با پلیس ۱۱۰ تهران بزرگ تماس گرفت و گفت جنازه*ای در برج…. شهرک نفت رها شده است. سپس افسران کلانتری ۱۴۰ باغ فیض به سرعت دست به کار شدند و به برج موردنظر رفتند. آنان با دیدن پیکر دختری که سر و صورتش زخمی بود ماجرا را با کشیک وقت دادسرای ناحیه ۲۷ در میان گذاشتند.

    بدین*ترتیب بازپرس «حسین روشن» و پلیس دایره دهم آگاهی مرکز، رسیدگی قضایی – پلیسی به پرونده را در دستور کارشان قرار دادند و جنازه به پزشکی قانونی فرستاده شد.

    کارآگاهان در نخستین گام به بررسی دقیق فیلم دوربین*های مداربسته برج پرداختند و مشخص شد دختر نگونبخت، ساعت ۰۲/۱۱ دقیقه همان روز به همراه مرد ۳۱ – ۳۰ ساله*ای وارد آنجا شده بود. با افشای این موضوع، ساکنان برج نیز فیلم دوربین*های مداربسته را دیدند و «رضا- ح» را شناسایی کردند.

    این مرد ۳۰ ساله چندی پیش در برج، سرایداری می*کرد اما فعالیتش، تداوم نداشت. پلیس در ادامه تحقیق میدانی پی برد «رضا» در یک فروشگاه موادغذایی در دره «فرحزاد» کارگری می*کند و شب*ها، نگهبان یک فروشگاه دیگر در «مجیدیه» است.

    با شناسایی محل کار متهم فراری و کنترل نامحسوس، سرانجام وی در «مجیدیه» ردیابی و دستگیر شد. «رضا» که در بازجویی مقدماتی، خود را بی*گناه می*خواند با دیدن فیلم دوربین مداربسته برج، چاره*ای جز بیان حقیقت ندید:

    «هفتم مهر بود که یک دختر تنها برای پرسیدن آدرس شرکت کاریابی به سوپرمارکتی که در آن کار می*کردم آمد. شرکت کاریابی، روبه*روی سوپرمارکت بود و آدرس را به او دادم. چند دقیقه بعد همان دختر خوش*برخورد از شرکت خارج شد و دوباره به سراغم آمد.»

    وی افزود: «دختر تنها از بیکاری گلایه می*کرد که به یاد یکی از بستگانم افتادم که به دنبال خدمتکار بود. به آن دختر، پیشنهاد کار در یکی از برج*های شهرک نفت را دادم و با هم به راه افتادیم. در برج، موضوع را به فامیلم گفتم اما جواب مثبت نداد.»

    «رضا» ادامه داد: «به همراه آن دختر، سوار آسانسور شده بودیم که ناگهان اسیر وسوسه شیطانی شدم و به جای آنکه دکمه همکف را بزنم، منفی سه را فشردم. دختر دم بخت که از نقشه من باخبر شده بود داد و بیداد کرد و درگیر شدیم. من سر او را محکم به بدنه آسانسور زدم که بیهوش شد و روی زمین افتاد. در حالی که به شدت ترسیده بودم چند ضربه دیگر به سر او زدم. پس از اطمینان از مرگش به سرعت فرار کردم اما …»

    پرونده در شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران تحت رسیدگی قضایی قرار گرفت و مرد جنایتکار با صدور بازداشت موقت، زندانی شد. به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

    در نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «محمدی کشکولی» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا روشن- نماینده دادستان- کیفرخواست را خواند.

    سپس خانواده داغدار در جایگاه ویژه ایستاد و برای «رضا» اشد مجازات خواست. نوبت دفاع به مرد عصیانگر که رسید یک بار دیگر جنایت را گردن گرفت: «وقتی دختر جوان به همراه من سوار آسانسور شد چشمش به کیف پولی افتاد که در دست من بود. او از من مقداری پول خواست تا خرج زندگی*اش کند. با شنیدن آن تقاضا، حرف*هایی زدم که منجر به سوءتفاهم و ناراحتی دختر جویای کار شد. من اما قصد آزار او را نداشتم.»

    در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند.


    پسندیده ها  4 کاربر به خاطر ارسال مفید ely34 از ایشان تشکر کرده اند:
    .samira.,jamshid1107,tanrıça,targool


    نرم نرمک می رسد اینک بهار،
    خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها
    خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    -شهریور-۱۳۹۰
    شماره کاربری
    5681
    جنسیت
    زن
    محل سکونت
    zanjan
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    4,784
    پسندیده
    383
    تشکر شده 336 بار در 140 ارسال

    پیش فرض پاسخ : وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور

    خب بعد تنفس چی شد؟؟؟
    رای چی صادر شد؟؟




    خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره…به کسی توجه نمی کنه…
    از کسی خجالت نمی کشه.می باره و می باره و…اینقدر می باره تا آبی شه…آفتابی شه…!!!
    کاش…کاش می شد مثل آسمون بود…کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی…
    بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده…انگار نه انگار که غمی بوده…همه چیز فراموشت بشه…!!!
    کاش می شد

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    -مهر-۱۳۹۰
    شماره کاربری
    5766
    جنسیت
    زن
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,056
    امتیاز
    25,239
    پسندیده
    2,594
    تشکر شده 1,669 بار در 1,009 ارسال

    پیش فرض پاسخ : وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور

    ای خدا هر روز یه فاجعه ی جدید!!!!!!!!!!!!!!!!11



  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    -خرداد-۱۳۹۰
    شماره کاربری
    5334
    جنسیت
    زن
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,473
    امتیاز
    67,565
    پسندیده
    1,716
    تشکر شده 4,746 بار در 2,506 ارسال
    حالت من
    Ashegh

    پیش فرض پاسخ : وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور

    واييييييييييييييييييييييي چه وحشت ناك ..........




    شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش !
    من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود ،
    به امیدی که تو فانوس شب من باشی . . .


  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    -خرداد-۱۳۸۹
    شماره کاربری
    653
    جنسیت
    مرد
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,583
    امتیاز
    102,611
    پسندیده
    11,499
    تشکر شده 8,021 بار در 4,602 ارسال
    حالت من
    Badjens
    نوشته های وبلاگ
    8 ( مشاهده )

    پیش فرض پاسخ : وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور

    مواظب باشید سوار آسانسور نشید...
    به قول دوستمون تنفس تموم نشد؟
    منظر رای دادگاهیم




    تمــــــــــــــــــــام هستـــــــــــــیم فــــــــــــــــــــــــ دای هستــــــــــــــــــــــ ــــــی ام............ ::>""

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    -شهریور-۱۳۹۰
    شماره کاربری
    5681
    جنسیت
    زن
    محل سکونت
    zanjan
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    4,784
    پسندیده
    383
    تشکر شده 336 بار در 140 ارسال

    پیش فرض پاسخ : وسوسه تجاوز به دختر جوان در آسانسور

    برای اولین بار یک خبر رو خوندم اونم تهش به مجازات نرسید




    خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره…به کسی توجه نمی کنه…
    از کسی خجالت نمی کشه.می باره و می باره و…اینقدر می باره تا آبی شه…آفتابی شه…!!!
    کاش…کاش می شد مثل آسمون بود…کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی…
    بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده…انگار نه انگار که غمی بوده…همه چیز فراموشت بشه…!!!
    کاش می شد

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰-۰۳-۱۸, 14:19
  2. گیر میدهیم (سو استفاده) آخه چرا ...
    توسط amirbaroon در انجمن طنز
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹-۱۰-۲۶, 16:40
  3. بوي خاك : سيامك گلشيري
    توسط ASHRAF در انجمن داستان کوتاه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹-۱۰-۰۴, 11:14
  4. :::سواستفاده دخترها و پسرها از هم،واقعیت تلخ:::
    توسط jamshid1107 در انجمن مطالب جالب و خواندنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹-۰۸-۰۵, 09:39
  5. مشخصات یك دختر خوب
    توسط sattin در انجمن طنز
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹-۰۵-۲۲, 21:34

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

DESIGN BY : IMAN NASRABADI @ INASRABADI.IR

POWERED & SUPPORT BY : VBIRAN.IR